ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

407

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

و راهى رها گرديدند . الملك العادل در نزديكى ايشان در مرج ريحان فرود آمده بود . الملك العادل از ديدن سپاه عز الدين بترسيد . چند روز به همين حال بودند . قضا را عز الدين بيمار شد و چون بيم هلاكتش مىرفت سپاه را به برادرش عماد الدين زنگى سپرد و خود با گروهى از لشكرش به موصل باز گرديد . و اللّه اعلم . وفات عز الدين صاحب موصل و حكومت پسرش نور الدين عز الدين مسعود بن مودود بن زنگى به موصل باز گرديد و دو ماه در آنجا بماند و بيماريش شدت گرفت و در آخر شعبان سال 589 جهان را بدرود گفت . پسرش نور الدين ارسلان شاه بن عز الدين مسعود بن مودود بن اتابك زنگى به جاى او نشست تدبير امور مملكتش در دست مجاهد الدين قايماز مدبر امور دولت پدرش بود . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . وفات عماد الدين صاحب سنجار و حكومت قطب الدين عماد الدين زنگى بن مودود بن زنگى صاحب سنجار و خابور و نصيبين ورقه و سروج در محرم سال 594 درگذشت و او همان كسى است كه صلاح الدين حلب را از او گرفت و اين بلاد را به او داد . پس از او پسرش قطب الدين محمد به حكومت رسيد . تدبير امور كشورش به دست مجاهد الدين يرنقش مملوك پدرش بود . عماد الدين فرمانروايى نيكوكار و عادل و متواضع و دوستدار اهل علم و دين بود و اين طايفه را بزرگ مىداشت . بر مذهب حنفى تعصب مىورزيد و شافعيان را نكوهش مىكرد . تا آنجا كه براى حنفيان در سنجار مدرسه‌اى بنا كرد . عماد الدين مردى نيكسيرت بود . و اللّه تعالى اعلم . استيلاى نور الدين ارسلان شاه بن مسعود صاحب موصل بر نصيبين عماد الدين زنگى صاحب سنجار و نصيبين بود . گاه نايبانش كه در نصيبين بودند به روستاهاى اعمال موصل كه مجاور ايشان بود دست‌اندازى مىكردند . مجاهد الدين قايماز كه مدبر دولت موصل بود در نهان از جانب نور الدين از آن نايبان به عماد الدين شكايت برد و عماد الدين در اين ادعا كه آن روستاها از اعمال نصيبين هستند پاى مىفشرد و پاسخهاى درشت داد . مجاهد الدين ، نور الدين را از قضيه آگاه كرد . نور الدين با بعضى از مشايخ دولتش نامه‌اى فرستاد . عماد الدين كه بيمار شده بود پاسخى چون پاسخهاى پيشين داد . رسول او را اندرز داد كه از لجاج باز ايستد ولى عماد الدين زبان به نكوهش نور الدين گشود و درشتيها كرد . چون نور الدين چنان ديد آهنگ نصيبين نمود . در اين اثنا خبر رسيد كه عماد الدين وفات كرده و پسرش قطب الدين محمد جانشين او شده است . نور الدين را طمع تصرف نصيبين افزون شد و در ماه جمادى الاولاى سال 594 در حركت آمد .